با توام ای رفته از دست  

درخواست حذف این مطلب
روز گذشته 95/9/2 خبری ناگوار را از دوستم فرشید چچانی از سنندج شنیدم.یکی از دوستان قدیم ما ، حاج مرتضی حیدری در حین بازگشت از سفر اربعین به سرزمین خون و !!! کربلا ، در !!! شهر قروه و در اثر سانحه رانندگی به دیدار معبود شتافته است.این دلنوشته را در حالی که اصلآ احوال خوشی ندارم برای او نوشتم. با توام ای رفته از دست.. کربلایی مرتضی، برادر دیرینه ام ، خبر رفتنت را چگونه باور کنم.در تصویر آگهی ترحیمت (پرواز شهادت گونه) را نوشته بودند.نمی توانم باور کنم، تو

ادامه مطلب  

حال این روزهای من...  

درخواست حذف این مطلب
نه حوصله دوست داشتن دارم نه می خواهم !!! ی دوستم داشته باشد با اینکه هنوز سرما نیومده  این روز ها سردم مثل دی، مثل بهمن ، مثل اسفند مثل زمستان احساسم یخ زده آرزوهایم قندیل بسته امیدم زیر بهمنِ سردِ احساساتم دفن شده نه از آمدنی خوشحالم نه از رفتنی غمگین این روزها پرم از سکوت... 

ادامه مطلب