از جمله عوارض 'فصل ملال' بر آراء و افکار آلشانی !! :  

درخواست حذف این مطلب
اگر من بودم می گفتم : بیاییم بین طرفداران تابستان و پاییز جنگ راه بیاندازیم !! محض شناخت قابلیت های جسمی و روانی علاقه مندان این فصول !و پیشنهادات ام (تاکتیک های نبرد!!) برای پیشبرد این مهم ، از این قرار است : مثلا وقتی این دو گروه به هم می رسند به منظور اثبات درنده خویی خود ، با ح !!! تهاجمی دندان های نیش شان را برای هم به نمایش بگذارند ! یا مثلا با استفاده از قانون مز !!! ف الکتریسیته ی !!! ن موهای سرشان را در وقت !!! وم ، در فضا به پرواز درآورده تا بدین ط

ادامه مطلب  

دلتنگی های یک معلم ریاضی  

درخواست حذف این مطلب
حدود دو هفته ی پیش، جلسه ای با حضور اولیای دانش آموزان پایه ی دهم داشتم؛ جمعی حدود نود نفر که برایشان از ریاضی به طور عام، و وضعیت بچه هایشان به طور خاص، حرف زدم. به طور کلی جلسه ی خوبی بود.  قرار شد آن اولیایی که به هر دلیلی نتوانسته اند در جلسه شرکت کنند، بعدا بیایند یا دانش آموزانشان دلیل موجهی برای نبودنشان به من بدهند. از آن روز به بعد، با دردهای تازه ای از شاگردانم آشنا شده ام؛ که مثلا آن دانش آموز خنده رو و فعال فلان کلاسم، مادری رنج کش

ادامه مطلب  

مستی  

درخواست حذف این مطلب
  چند شب یک بار، کودکی آکاردئون به دست توی محله مان می آید. می نوازد و ظریف و دلگیر می خواند. معمولا هم ترانه ی "مستی" از را می خواند. گاهی هم متن ترانه یادش می رود و با من من !!! ، از سر می گذراند!  !!! ب که دوباره می خواند، رفتم پایین بهش پول دادم. نبش کوچه، کنار پراید پارک کرده ای ایستاده بود.داشت کاپشنش را مرتب می کرد. نامش را پرسیدم، گفت:«علیرضا». -چند س !!! ه علیرضا؟ -یازده سال. -مدرسه هم می ری؟  حرکتی به شانه هایش داد، انگار که بل

ادامه مطلب  

عزت نفس چیست و چرا مهم است؟ (قسمت اول)  

درخواست حذف این مطلب
«میدونی وقتی داشتم نگاش می !!! که چقدر راحت داره میخنده، حرصم می‌گرفت. انگار تو خونه‌شون نشسته بود و داشت یه !!! کمدی تماشا میکرد. اصلاً عین خیالشم نبود که اگه نمی‌تونستیم پروژه رو به موقع برسونیم، کل قرارداد رو هواست». پرسیدم: «بعدش چی شد؟» مکثی کرد و گفت: «البته بعدش دیگه نخندید، یه کم فکر کرد و چند تا را ار داد. الانم داریم همونا رو اجرا می‌کنیم. خدا رو شکر تا آ !!! هفته کار جمع میشه». پرسیدم: «بنظرت اگه جای اون بودی چیکار میکردی؟». نفس عمیقی کش

ادامه مطلب  

مرگ خوب،فقط برای همسایه  

درخواست حذف این مطلب
روز شنبه 29/8/95 به واسطه !!! وم مراجعه حضوری به یکی از بانکها جهت دریافت دسته چک،که برگهای آن به اتمام رسیده بود می­بایست در شهر سنندج حاضر می­شدم .اوّل وقت اداری به شعبه مربوطه مراجعه نمودم و به سراغ ریاست شعبه رفتم،ایشان هم ضمن برخوردی  مناسب و مؤدبانه بلافاصله بعد از درخواست بنده به سراغ سیستم رایانه خود رفت و هنوز 30 ثانیه نگذشته بود که با چاپ یک برگه کاغذ، گفت،جناب آقای فعله گری، شما متاسفانه یک قسط تسهیلات بانکی از یکی از شعب تهران به مبلغ

ادامه مطلب  

شهادت حضرت علی (ع)  

درخواست حذف این مطلب
مرگ سرخ در راه خدا، زیباترین و برترین گونه جان سپردن است. ارزشی بس والا دارد و ناب ترین تصویر را ترسیم می کند و علی(ع) مرگی این سان را می طلبید و در انتظارش به سر می برد و چنین فرمود: «سوگند به آن که جان پسر طالب به دست اوست که تحمل هزار زخم شمشیر بر من آسان تر از مرگ در بستری است که نه در راه پیروی از خداست». علی(ع) آماده شهادت در آن شب موعود !!! فضیلت ها، گاه و بی گاه از اطاق خویش بیرون می رفت و نظری بر آسمان می افکند. فرمود: «به خدای سوگند این همان شب

ادامه مطلب  

زیاده نمیخواین نخونین..نوشتم که یادم نره ...  

درخواست حذف این مطلب
امروز... بعده چن وقت خیلی روزه خوبی بود خیلی...صبه زود بااقای سرحدی قرارداشتم ... !!! بم درست نخو دم صبم دی !!! اشدم  حوصله تیپ زدنم نداشتم هرچی دمه دستم بود پوشیدم رفتم دنبالش...گف الله اکبر روزه اول اینجوری نبودی که:| اگه از همون اول میدیدم این ریختیی عمرا برنامه میزاشتم ببینمت... گف الان کار داره برم11بیام...رفتم خونه دوش،لباسامم عوض !!! رفتم دنبالش باز... خیلی ادمه جالبی بود...عاشقه شخصیتش شدم...وموهایِ یه دست سفیدش❤میگف مثه جوونیای خودمی... داشت خیلی

ادامه مطلب  

میدونم زیاده حالش بود بخونین  

درخواست حذف این مطلب
خطمو که قبلا عوض کرده بودم... شمارم تلفنه خونه روهم نداش...!  تلگرامم که دیلیت اکانت...! اینستاگرامم که دیلیت اکانت...! اصن امرو دلگیربود،نه؟! هفتم عمل داش من چارم پنجم بودرفتم از همه جا... ترسیده بودم چیزیش شده باشه...درسته هیچجا نمیتونس پیدام کنه ولی این بیس روز منتظرش بودم:)) به خودم که دیگه دروغ نمیگم که...! سرشب تلگرام نصب !!! ... به وحید گفتم برم حالشو بپرسم؟  طبقه معمول فش کشم کردا !!! شم گف نرم...منم که کلا کاره خودمو میکنم والا موندم چرا میپرسم اخه:|

ادامه مطلب  

قلبم ....  

درخواست حذف این مطلب
تا وقتی مستم از خوشی های عاشقانه ات دنیا برایم شیرین است انگار هیچ دردی نیست غمی نیست   اما همین که کمی دور میشوی شک وجودم را می گیرد مستی از سرم می پرد و هزاران بار ناگفته هایم را مرور می کنم نکند ... رویایی باشد خو بیدار شوم و دیگر هیچ   نکند در دور دستها رها شوم   عقلم می گوید نه بمان با همین زندگی سرد امن تر است   اما قلبم را چه کنم چرا پر نمی شود از عشق  چرا می تپد ولی سرد و سنگین کاش میشد این قلب را ندید بگیرم خواسته هایش را به هیچ بگیرم   کاش م

ادامه مطلب  

آماده ای؟  

درخواست حذف این مطلب
یک روز گوشهایم را می گیرم و از شهر تو می روم می روم به دنیایی دور دور از خودم و آنچه بودم تا بهترینی بسازم لایق خویشتن   گفتم می مانم اما اگر عاشقانه هایت را دریغ کنی تا رفتن فاصله ای ندارم دل کندن را خوب آموختم   و گاهی چقدر دیر خبر می گیریم از حال هم گفتم دیر است دیر است شاید اندک نفسی از این زندگی خسته مانده باشد اما من کجا و تو کجا   بگذار تنهایی همدم لحظه های نابت باشد بازگشتم تلاشی دوچندان می خواهد  آماده ای؟   برای به دست آوردنم باید چندین

ادامه مطلب  

زبان حال زائر کربلا در اربعین حسینی (ع)  

درخواست حذف این مطلب
                       زبان حال زائر کربلا در اربعین حسینی (ع)     به راه کربلا از کوه و از صحرا گذر !!!    همه خاک بیابان را ز آب دیده تر !!!    ز اشک دیده گِل !!! تل و خاک بیابان را   ز سوز دل همه کرّوبیان را با خبر !!!   بیاد موسم ماه محرّم در قریبستان  به هر سوئی نگه !!! به هر جانب نظر !!!   نمی دانم چرا افسانه می آید مرا این غم  به هر !!! گفتم این قصّه، مرا تایید کرد او هم  از آن آبی که می خوردند دام و طیر در هامون  بشد سهم لبان تشنه ی آل پیمبر خون   .....................

ادامه مطلب