خودشکافی از سر تفنن !!  

درخواست حذف این مطلب
چیزی که اخیرا درباره ی خودم متوجه شدم اینه که : من خیلی کم ، به ندرت ، پیش میاد که دربرابر یک !!! یا ع !!! متأثر کننده دچار تأثر یا اندوه شوم ؛ درمقابل یک متن تأثر برانگیز ، حتی می تواند باعث اشک آلود شدن چشمان من  نیز بشود ! این برام عجیبه ، چون اساسا درک تصویر برای من آسان تر از متن است ، بر این اساس ، برام سؤاله که چرا تصاویر اون قدرتی رو که باید از لحاظ حسی بر من اعمال نمی کنند (؟؟)!خودم فکر می کنم شاید چون دیگه به تصاویر اونچنان که باید اعتماد ند

ادامه مطلب  

آی.وای.وای !!  

درخواست حذف این مطلب
داشتم خواب می دیدم در یکی از نمایشگاه های هنری aiweiwei ، هنرمند مشهور و معترض چینی با موضوع ' ن و کودکان' حضور دارم ! اثری که توجه ام رو به خودش جلب کرده بود : چیدمانی بود متشکل از مدل های زنده ی انسانی که در صفوف منظم ، یک مربع زنده رو تشکیل داده بودند ؛ مدل ها ن و کودکانی بودند با لباس های متحدالشکل ، ن پوششی ساده و سراسر سفید داشتند و کودکان که همه پسربچه بودند ، جلیقه شلوارهایی سیاه سفید بر تن داشتند . مدل ها به صورت : یک زن و یک کودک ، که دست هم رو گ

ادامه مطلب  

در جستجوی زمان از دست رفته !  

درخواست حذف این مطلب
از یک نویسنده ی پیر شنیدم که گفت : " من 'هنر'ی را می پسندم که خودش را نفروشد !" در باب این جمله بسیار می توان گفت ؛ اما چیزی که امروز قصد دارم درباره اش بنویسم نه بحث فلسفه ی هنر و بازار فروشش که درواقع نوع و شیوه ی کار !!! سیستم منطقی و تفکراتی خودم است ! چیزی که اخیرا در مورد خودم کشف !!! !! حقیقتش من همیشه خودم رو بابت ذهن متخیل و خلاقم دوست داشتم و همواره سعی ام بر این بوده که خودم را آنگونه معرفی کنم ، اما گویا سیستم تفکراتی و منطقی من بیشتر تما

ادامه مطلب  

عزت نفس چیست و چرا مهم است؟ (قسمت اول)  

درخواست حذف این مطلب
«میدونی وقتی داشتم نگاش می !!! که چقدر راحت داره میخنده، حرصم می‌گرفت. انگار تو خونه‌شون نشسته بود و داشت یه !!! کمدی تماشا میکرد. اصلاً عین خیالشم نبود که اگه نمی‌تونستیم پروژه رو به موقع برسونیم، کل قرارداد رو هواست». پرسیدم: «بعدش چی شد؟» مکثی کرد و گفت: «البته بعدش دیگه نخندید، یه کم فکر کرد و چند تا را ار داد. الانم داریم همونا رو اجرا می‌کنیم. خدا رو شکر تا آ !!! هفته کار جمع میشه». پرسیدم: «بنظرت اگه جای اون بودی چیکار میکردی؟». نفس عمیقی کش

ادامه مطلب  

ارامش...  

درخواست حذف این مطلب
ارامشی که چشمای تو داشت رو بعد نگاهت دیگه هیچ جایی ندیدم  ارامشی که کنار تو داشتم رو هیچ جای دنیا نداشتم قبلا که یه جایی یه خواننده ای یا یه متن عاشقانه ای میگفت کنار عشقم ارومم من ساده عبور می !!! از این حرف ... تا اینکه خودم فهمیدم ارامش فقط کنار عشق ادم وجود داره یه ارامش وصف نشدنی ارامشی که تموم وجودتو غرق خودش می کنه دلم باز اون ارامش رو می خواد این روزها خیلی بیشتر از قبل به ارامش کنار تو نیاز دارم عشقم خیلی کنارت اروم بودم  چطور شد که تنهام

ادامه مطلب  

اینجایی که هستم تقدیره منه نه تقصیره من  

درخواست حذف این مطلب
✔وقتی تو داری لاک قرمز میزنی....لباسه قرمز میپوشی...رژلب قرمزمیزنی... من حتی حوصله اینکه لباس تنم کنمم نداره با یه شلوارک افتادم جلو کولر  دارم سگ لرز میزنم... ✔وقتی تو با دختر پسرایه فامیلتون دوره هم از شبه قبل جمع میشین  باهم بازیو ببینین جیغو داد کنین...واسه هم کری بخونین خوش بگذرونین... من تو خونه تنهام:) رو کاناپه ی جلوی تی وی:) بچه نیستم از تنهایی  بترسما...ولی !!! س دیگه..دله ادم میگیره تنها باشه.. مخصوصا اگه تنهاییشو با !!! ی قسمت کرده باشه که هی

ادامه مطلب  

زیاده نمیخواین نخونین..نوشتم که یادم نره ...  

درخواست حذف این مطلب
امروز... بعده چن وقت خیلی روزه خوبی بود خیلی...صبه زود بااقای سرحدی قرارداشتم ... !!! بم درست نخو دم صبم دی !!! اشدم  حوصله تیپ زدنم نداشتم هرچی دمه دستم بود پوشیدم رفتم دنبالش...گف الله اکبر روزه اول اینجوری نبودی که:| اگه از همون اول میدیدم این ریختیی عمرا برنامه میزاشتم ببینمت... گف الان کار داره برم11بیام...رفتم خونه دوش،لباسامم عوض !!! رفتم دنبالش باز... خیلی ادمه جالبی بود...عاشقه شخصیتش شدم...وموهایِ یه دست سفیدش❤میگف مثه جوونیای خودمی... داشت خیلی

ادامه مطلب  

وقتش نیس؟  

درخواست حذف این مطلب
امشبم مثله هرشب برات گریه !!! .... گریه !!! .... گریه !!! ... که شاید بدونی بگی برمیگردم.... ینی الان کجاس؟پنجه صب کجامیخوای باشه...توبغله اونه دیگه... لامصبا چقدم بهم میان...کپی براره اصله هم حرف میزنن هردوشونم کوتاهوزشتن....هوووف.....برای هزارمین بار خوش به حالش...اونکه تورو داره..... ______________________________________________________ _میخوام از فضای مجازی خ سی کنم... +ب درک _خوشالم که مهم نیس برات...منم که دوس نداری راحت میشی +نه اتفاقا توراحتتری تاحالا هزاربار به هزارتا بهونه خواس

ادامه مطلب  

میدونم زیاده حالش بود بخونین  

درخواست حذف این مطلب
خطمو که قبلا عوض کرده بودم... شمارم تلفنه خونه روهم نداش...!  تلگرامم که دیلیت اکانت...! اینستاگرامم که دیلیت اکانت...! اصن امرو دلگیربود،نه؟! هفتم عمل داش من چارم پنجم بودرفتم از همه جا... ترسیده بودم چیزیش شده باشه...درسته هیچجا نمیتونس پیدام کنه ولی این بیس روز منتظرش بودم:)) به خودم که دیگه دروغ نمیگم که...! سرشب تلگرام نصب !!! ... به وحید گفتم برم حالشو بپرسم؟  طبقه معمول فش کشم کردا !!! شم گف نرم...منم که کلا کاره خودمو میکنم والا موندم چرا میپرسم اخه:|

ادامه مطلب  

قلاب و ماهیگیر  

درخواست حذف این مطلب
  یک روزی تو برکه ای یه ماهی کوچولو بود یه ماهی شیطون و شاد که از اینور به اونور برکه شنا می کرد خیلی خوشحال بود صبح ها با یه عالمه عشق و امید و آرزو بیدار میشد و شب ها با یه دنیا رویای قشنگ به خواب می رفت   باباش بهش میگفت تو زیادی ساده ای زندگی به این سادگیا نیست یه عینک بدبینی بزن به چشمات اونوقت دنیا رو جور دیگه می بینی اما ماهی کوچولوی قصه ما خیلی خوش بین بود اون دوست نداشت !!! ی بهش بگه تو به آرزوهات نمی رسی اون دوست داشت بره دریا رو ببینه و دن

ادامه مطلب  

جرم من  

درخواست حذف این مطلب
جرم من عاشقی در وقت اضافه است این که دیگه دل نمی بندم به آنچه هستم و تنها و بی همسفر راهی را می روم تا به پایان برسم   می خواستم آزاد و رها باشم شاد باشم و کودکانه هایم مرا نوازش کند می خواستم عاشقی کنم   من چیز زیادی نخواستم فقط دلم پر کشید و من بدون اینکه بخواهم دنبال دلم پر کشیدم   به آنجا که او مرا برد رفتم  غلط نبود  حایش درست نبود   و من سرگردان ماندم نه راه پس دارم  نه راه پیش   و می گذرانم    خسته شدم از ثابت !!! خودم به دیگران   من خوبم خوب خ

ادامه مطلب